مقدمه: تعریف و عملیاتیسازی «خرد» به عنوان نقطه اوج بلوغ روان، امری چندبعدی و پیچیده است و با وجود اهمیت نظری و کاربردی آن، همچنان خلا پژوهشی وجود دارد. با توجه به نقش تجارب زندگی در روشنتر شدن مفهوم خرد، هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه خرد با حافظه خودزندگینامهای و تفکر آیندهنگر و نقش میانجی تنظیم هیجان و تأمل اکتشافی بود.
روش کار: این پژوهش در چارچوب پارادایم اثباتگرایی و با رویکرد کمی در قالب طرح همبستگی از نوع تحلیل مسیر انجام شد. جامعه شامل افراد 20 تا 50 سال بود که با روش نمونهگیری در دسترس 450 نفر انتخاب شدند. ابزارها شامل مقیاس خودارزیابی خردمندی، دشواری در تنظیم هیجان، تأمل اکتشافی، آزمون خاطرات خودزندگینامهای و تفکر آیندهنگر بودند. دادهها با نرمافزارهای SPSS-27 و AMOS-24 تحلیل شدند.
یافتهها: مدل پیشنهادی از برازش مناسبی برخوردار بود (۹۸/۰=GFI ،۹۷/۰=CFI). رابطه حافظه خودزندگینامهای با خرد با میانجی تنظیم هیجان معنادار بود (001/0>P ،94/1-β=). اما تفکر آیندهنگر از این مسیر معنادار نبود (089/0>P ،38/۰β=). مسیر حافظه خودزندگینامهای از طریق تامل اکتشافی با خرد معنادار بود (0۰۱/0>P ،۲۹/۰β=). مدل کامل 47 درصد واریانس خرد را تبیین کرد، در حالیکه مدل بدون میانجی تنها 14 درصد را تبیین نمود.
نتیجهگیری: متغیرهای میانجی تنظیم هیجان و تأمل اکتشافی در تبیین خرد نقش مؤثری دارند. مطابق نتایج، خردمندی بیش از آن که به محتوای تجارب گذشته یا تفکر آینده وابسته باشد، به نحوه تنظیم هیجان و شیوه تأمل فرد نسبت به زندگی مرتبط است. یافتهها میتوانند مبنای مداخلات روانشناختی و آموزشی برای تقویت این مهارتها قرار گیرند.
| بازنشر اطلاعات | |
|
این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است. |