XML English Abstract Print


1- دانشگاه اصفهان
2- دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
3- دانشگاه گیلان
چکیده:   (87 مشاهده)
 مقدمه: مولتیپل اسکلروزیس یک بیماری عصبی پیشرونده است که در اثر ایجاد پلاک‌هایی در مغز یا طناب نخاعی ایجاد می‌شود. بیماران مبتلا به این بیماری مشکلاتی را در عملکردهای شناختی خود تجربه می کنند که  از آن جمله می توان به مشکلات توجه و حافظه اشاره کرد. این مشکلات می تواند بر کیفیت زندگی  افراد مبتلا تاثیر منفی معناداری داشته باشد.
روند درمان این مشکلات با ارزیابی گسترده عصب روانشناختی آغاز می شود و بعد از شناسایی آنها از طریق توانبخشی شناختی سعی می شود که تواناییهای شناختی این بیماران افزایش یابد.  اهداف این پژوهش در مرحله نخست بررسی و شناسایی مشکلات شناختی ایجاد شده در بیماران مبتلا بر اساس نظریه مدل پردازش اطلاعات بود. این نظریه، یکی از نظریات شناختی در مورد حافظه می باشد که بستر مناسبی را برای ارزیابی وضعیت شناختی بیماران مبتلا فراهم می آورد. مرحله دوم پژوهش  که براساس ارزیابی صورت گرفته در مرحله قبل بود، طراحی برنامه توانبخشی شناختی خاص و مناسب برای این بیماران بود. مرحله آخر پژوهش، بررسی اثربخشی این برنامه بر بهبود تواناییهای شناختی بیماران بود.
روش کار: روش این پژوهش ترکیبی پیشرفته متوالی می باشد که در 3 مرحله اجرا گردید. . الف: درمرحله مقایسه دو گروه بیمار و سالم، از روش علی-مقایسه ای استفاده شد .ب: روش کیفی جهت تدوین پروتکل توانبخشی که با توجه به نتایج مرحله اول تهیه شده است. و ج: روش کارآزمایی بالینی کنترل شده تصادفی در مرحله مداخله استفاده است. در مرحله اول 103 نفر از مبتلایان به MS از بین مراجعه کنندگان به واحد MS بیماران کاشانی با 86 نفر نمونه عادی مقایسه شدند. ابزار مورد استفاده برای ارزیابی 5خرده آزمون مجموعه MACIFIMS بود که عبارتند از1-Paced Auditory Serial Addition Test(PASAT) ،2-Symbol Digit Modalities Test(SDMT)، 3-California Verbal Learning Test second edition (CVLT-II)، 4- Brief Visuospatial Memory Test-Revised (BVMT-R)  و5-Oral Word Association Test (COWAT) سپس بر اساس نتایج بدست آمده پروتکل توانبخشی شناختی تدوین گردید که برای ارزیابی روایی محتوایی آن از نظر متخصصان و فرمول لاوشه در مورد میزان هماهنگی محتوایی استفاده شد. در مرحله آخر برای بررسی اثربخشی پروتکل طراحی شده، 50 بیمار مبتلا به MS که در مرحله اول مورد ارزیابی قرار گرفته بودند، انتخاب گردیدند. و سپس  به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار داده شدند. پروتکل شناختی برای گروه آزمایش 12 جلسه به صورت یکبار در هفته به صورت فردی برگزار گردید و گروه کنترل تحت هیچگونه درمانی قرار نگرفت. بعد از پایان دوره هر دو گروه مجدد مورد ارزیابی قرار گرفتند و پس از یک ماه برای پیگیری مجدد ارزیابی تکرار گردید. در مرحله های اول و آخر نتایج بوسیله آزمون تحلیل کوواریانس در نرم افزار SPSS-22 تحلیل گردید.
یافته ها: نتایج حاکی از تفاوت معنادار بین میانگین های نمرات آزمونهای شناختی مبتلایان به MS و افراد عادی بودP<0/0001)). روایی محتوایی با استفاده از نظرمتخصصان برای  پروتکل شناختی طراحی شده برابر با CVR بین 75/. تا 1 بود. تفاوت بین میانگین های نمرات آزمونهای شناختی دو گروه آزمایش و  کنترل پس از اجرای پروتکل شناختی معنادار بود در پیگیری یک ماه این معناداری در نمرات میانگینهای همه آزمونهای شناختی بجز نمرات میانگین های  حافظه بلند مدت شنیداری و حافظه بلند مدت دیداری مشاهده گردید.
نتیجه گیری: براساس نتایج بدست آمده می توان گفت که پروتکل توانبخشی شناختی طراحی شده موثر بوده است و از آن می توان به عنوان وسیله ای مفید برای بهبود تواناییهای شناختی بیماران مبتلا به MS استفاده کرد.
     
نوع مطالعه: پژوهشي اصیل | موضوع مقاله: علوم اعصاب شناختی
دریافت: 1400/2/17 | پذیرش: 1400/4/25

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به تازه های علوم شناختی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2021 CC BY-NC 4.0 | Advances in Cognitive Science

Designed & Developed by : Yektaweb