دوره 12، شماره 3 - ( پاییز 1389 )                   جلد 12 شماره 3 صفحات 59-72 | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


1- استادیار گروه روان‌شناسی، دانشگاه زنجان، زنجان، ایران.
2- دانشیار گروه روان‌شناسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
3- کارشناس روان‌شناسی
چکیده:   (988 مشاهده)
هدف: هدف این پژوهش، بررسی تأثیر نحوۀ پردازش مسألۀ منبع بر تشکیل طرح­وارۀ راه حل و انتقال آن به مسألۀ آماج در یک موقعیت حل مسألۀ قیاسی بود.
روش: بر اساس یک طرح آزمایشی «پس آزمون چند گروهی»،۹۰ دانشجوی پسر مقطع کارشناسی دانشگاه زنجان در سه گروه آزمایشی کلامی، نقاشی و نمایش، ابتدا داستان ژنرال و دیکتاتور را مطالعه کرده و سپس به روش گروه خود آن را بازآفرینی کردند. در مرحلۀ بعد، هر سه گروه در مورد حل مسألۀ اشعه و تومور، که طرح­وارۀ مورد نیاز برای حل آن در داستان اولیه نهفته بود، اقدام کردند.
یافته­ ها: نتایج حاکی از آن است که قبل از اشاره به تشابه ساختاری داستان ژنرال و مسألۀ اشعه، آزمودنی­هایی که داستان را به صورت نمایشی بازآفرینی کرده بودند، در حل مسألۀ آماج موفق­تر از آزمودنی­هایی عمل کردند که داستان را صرفاً به صورت کلامی یا تصویری بازنمایی کرده بودند، این در حالی است که از نظر کیفیت یادآوری داستان ژنرال بین سه گروه کلامی محض، نقاشی و نمایش تفاوتی دیده نشد یا حتا از نظر کمیت این تفاوت به ضرر گروه نمایش بود.
نتیجه­ گیری: از آنجا که حل موفقیت­ آمیز مسألۀ آماج، در این آزمایش، مستلزم به­کارگیری یک طرح­وارۀ جنبشی بود و چون احتمال تشکیل چنین طرح‌واره‌ای هنگام انجام دادن رفتارهای حرکتی (نمایش) بیش از سایر حالات است، آزمودنی­های گروه نمایش در حل این مسأله موفق­تر از سایر گروه­ها عمل کردند. در مجموع، نتایج حاکی از آن است که برای انتقال موفقیت­آمیز اصول از منبع به آماج، صرف غنی بودن طرح­واره­های تشکیل شده، هنگام ادراک منبع، کافی نیست، بلکه برای حل مسألۀ آماج طرح­وارۀ تشکیل شده باید با طرح­وارۀ مورد نیاز هم­جنس باشد. 
متن کامل [PDF 837 kb]   (239 دریافت)    
نوع مطالعه: پژوهشي اصیل | موضوع مقاله: تخصصي
دریافت: 1389/3/1 | پذیرش: 1389/5/1 | انتشار: 1389/7/1