مقالات پذیرفته شده                   برگشت به فهرست مقالات | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


1- دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات
چکیده:   (137 مشاهده)

انسان همواره به دنبال تعریفی از مرگ بوده تا راهکارهایی برای حفظ بقا بیابد. او همواره با انواع سؤالات مانند مرگ چیست؟ یا چه زمانی می‌توانیم بگوییم مرگ اتفاق افتاده است؟ مواجه بوده است. دو رویکرد غالب درباره تعریف مرگ در پزشکی رویکرد قلبی­-ریوی به معنای توقف بدون بازگشت جریان خون و تنفس و رویکرد مرگ مغزی است که به معنای از دست‌دادن بدون بازگشت کارکرد مغز تعریف می­شود. رویکرد دوم با به وجود آمدن ونتیلاتورها و احیا کننده ها مد نظر قرار گرفت. در نتیجه کارکردهای مغزی مهم ترین معیار جهت تعیین و تعریف مرگ در نظر گرفته شده و قطع یا عدم قطع عملکرد آنها ملاک تمیز زندگی از مرگ شد. حال سوال این است روند بدون بازگشت فعالیت­های شناختی در مغز ملاک تعیین مرگ است، یا روند قطع مراکز مربوط به تنفس و ضربان قلب و اگر روند بدون بازگشت فعالیت­های شناختی ملاک تعیین مرگ باشد، کدام خاصیت یا ویژگی یا کارکردی می­تواند ملاک مشخص فعالیت شناختی باشد؟ در این مقاله استدلال می­شود که روند بدون بازگشت فعالیت­های شناختی ملاک تعیین مرگ مغز است و در این میان استدلال می­شود «آگاهی» می­تواند ملاک دقیق­تری برای انجام فعالیت شناختی باشد.

     
نوع مطالعه: پژوهشي اصیل | موضوع مقاله: فلسفه ذهن و زبان شناسی شناختی
دریافت: ۱۳۹۸/۳/۵ | پذیرش: ۱۳۹۸/۴/۲۵

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


کلیه حقوق این وب سایت متعلق به تازه های علوم شناختی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2020 All Rights Reserved | Advances in Cognitive Science

Designed & Developed by : Yektaweb