Ethics code: IR.KHU.REC.1400.042
Kazemi Rezaei S A, Moradi A, Shagholian M, Abdollahi M H, Parhoon H. The relationship between positive memory and inhibition deficits with symptoms of posttraumatic stress disorder in people with earthquake trauma experience: The mediating role of negative emotional dysregulation. Advances in Cognitive Sciences 2026; 28 (1) :1-13
URL:
http://icssjournal.ir/article-1-1815-fa.html
کاظمی رضایی سید علی، مرادی علیرضا، شاهقلیان مهناز، عبدالهی محمدحسین، پرهون هادی. رابطه حافظه مثبت و نارسایی بازداری با علائم اختلال استرس پس از سانحه در افراد دارای تجربه ترومای زلزله: نقش میانجی بدتنظیمی هیجانی منفی. تازه های علوم شناختی. 1405; 28 (1) :1-13
URL: http://icssjournal.ir/article-1-1815-fa.html
1- استادیار روانشناسی، گروه روانشناسی و علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه خاتم، تهران، ایران
2- استاد روانشناسی بالینی، گروه روانشناسی بالینی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
3- دانشیار روانشناسی، گروهروانشناسی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
4- دانشیار روانشناسی، گروه روانشناسی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
5- گروه روانشناسی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
چکیده: (1091 مشاهده)
مقدمه: ترومای زلزله، طیف گستردهای از پیامدهای روانشناختی گوناگون در مناطق آسیب دیده را به دنبال دارد. از این رو، مطالعه حاضر با هدف بررسی روابط ساختاری حافظه مثبت و نارسایی بازداری با علائم اختلال استرس پس از سانحه در افراد دارای تجربه ترومای زلزله با میانجیگری بدتنظیمی هیجانی منفی انجام شد.
روشکار: روش حاضر توصیفی_همبستگی از نوع روشهای مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی افراد دارای تجربۀ ترومای زلزله ساکن مناطق زلزلهزده کرمانشاه (شهرهای سرپلذهاب و ثلاث باباجانی) در سه ماهه اول سال 1401 بود. از میان جامعه آماری 353 نفر به شیوه نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. جهت جمعآوری دادهها از پرسشنامه تجارب حافظه-فرم کوتاه (MEQ-SF)، مقیاس نارسایی در کارکردهای اجرایی بارکلی (BDEFS)، چکلیست اختلال استرس پس از سانحه برای غیرنظامیان (PCL-5) و مقیاس دشواری در تنظیم هیجان-فرم کوتاه (DESR-16) استفاده شد. برای تحلیل دادهها از همبستگی پیرسون، مدلیابی معادلات ساختاری و از نرمافزار SPSS-24 وAMOS-26 استفاده شد.
یافتهها: یافتهها حاکی از برازش مدل مفروض است. اثر مستقیم حافظه مثبت (527/0-t= ،034/0-= β) و نارسایی بازداری به علائم استرس پس از سانحه (937/0t= ،095/0β=) معنادار نیست. اثر مستقیم بدتنظیمی هیجانی منفی به علائم استرس پس از سانحه معنادار است (729/1t= ،459/0=β). اثر مستقیم حافظه مثبت (221/3t= ،17/0β=) و نارسایی بازداری (126/12t= ،802/0β=) به بدتنظیمی هیجانی معنادار است. همچنین، اثر غیرمستقیم حافظه مثبت بر علائم استرس پس از سانحه از طریق بدتنظیمی هیجانی معنادار است (05/0P< ،113/0b=) و اثر غیرمستقیم نارسایی بازداری بر علائم استرس پس از سانحه از طریق بدتنظیمی هیجانی معنادار است (05/0P< ،341/0b=).
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای پژوهش حاضر بدتنظیمیهیجانی منفی باید هدفی برای درمان در افراد دارای تجربه تروما برای کاهش علائم PTSD باشد. بنابراین پیشنهاد میشود، از درمانهایی از قبیل درمانهای مبتنی بر تنظیم هیجان و آموزش اختصاصیکردن خاطرات برای کاهش علائم PTSD و افزایش اختصاصیکردن خاطرات در افراد دارای تجربه ترومای زلزله مورد توجه ویژه قرار گیرد.
نوع مطالعه:
پژوهشي اصیل |
موضوع مقاله:
روان شناسی شناختی دریافت: 1404/5/26 | پذیرش: 1404/11/12 | انتشار: 1405/6/15