۴ نتیجه برای مومنی
مریم مومنی، حمید ابریشمی مقدم، راینهارد گرب، فابریس والوا،
دوره ۱۶، شماره ۱ - ( بهار ۱۳۹۳ )
چکیده
هدف: کمی کردن رشد مغز در هفتههای پس از تولد نقش بسزایی در فهم و آموزش آن در پزشکی، تشخیص، پیشگیری و درمان بموقع بیماریهای سیستم عصبی دارد. از سوی دیگر، رشد مغز و تغییرات شکل آن در روزهای پس از تولد بسیار سریع است، لذا ساخت اطلس مغزی وابسته به سن، که معرف ویژگیهای آناتومی واضح یک جمعیت آماری نوزادان باشد، ضروری است.
روش: در این مقاله به کمک روش نگاشت گروهی بهبود یافته و با استفاده از ۱۶ تصویر تشدید مغناطیسی با وزن ۱T، دو اطلس مغز بدون تارشدگی در بازههای سنی ۳۹ تا ۴۰ و ۴۱ تا ۴۲ هفتگی از زمان شروع بارداری ساخته شد.
یافته ها: با استفاده از اطلاعات متقابل شباهت بین تصاویر نگاشتیافته به اطلسهای مغزی ایجادشده، اطلسهای موجود برای نوزادان و اطلسهای ایجادشده با روش نگاشت گروهی معمولی سنجیده شد. بزرگتر بودن اطلاعات متقابل بین اطلسهای ایجادشده و تصاویر نگاشتیافته به آنها، میزان شباهت بیشتر تصاویر به اطلسهای مذکور و حفظ اطلاعات آناتومی پس از نگاشت را تأیید کرد.
نتیجه گیری: اطلاعات آناتومی اطلس مغزی ایجادشده برای نوزادان در این مقاله، غنی تر از سایر اطلس های موجود برای نوزادان است.
اعظم نوفرستی، هادی پرهون، خدا مراد مومنی،
دوره ۱۶، شماره ۳ - ( پاییز ۱۳۹۳ )
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسۀ انعطافناپذیری شناختی و راهبردهای حلمسأله در دانشجویان دارای نشخوار فکری و بدون نشخوار فکری اجرا شد.
روش: این پژوهش از حیث هدف بنیادی و از نظر شیوۀ جمعآوری دادهها توصیفی است. جامعۀ آماری پژوهش را تمامی دانشجویان دانشگاههای دولتی شهر تهران تشکیل میدادند که بعد از انتخاب تصادفی چهار دانشگاه ، ۴۰۰ دانشجو با روش نمونهگیری دردسترس انتخاب و مقیاسهای سبک پاسخدهی و افسردگی بک برای آنها اجرا شد. بعد از تحلیل اولیه، ۶۰ نفر به عنوان نمونۀ هدف انتخاب و به دو گروه نشخوارکننده و غیرنشخوارکننده تقسیم شدند. در مرحلۀ بعد آزمون گنجینۀ لغات، کارتهای ویسکانسین و پرسشنامۀ سبکهای حل مسأله اجرا شد. نتایج با استفاده از آزمونهای آماری تحلیل کوواریانس چندمتغیره و تحلیل واریانس تحلیل شد.
یافتهها: یافتهها نشان دادند که از نظر خطای درجاماندگی و شکست در حفظ مجموعهسازی افراد دارای نشخوار فکری و بدون نشخوار فکری تفاوت معناداری دارند. همچنین بین گروهها فقط در راهبرد درماندگی و مهارگری تفاوت معنادار وجود دارد و در سایر راهبردهای حل مسأله دو گروه تفاوت معناداری ندارند.
نتیجهگیری: با استفاده از درمان درجاماندگی میتوان نشخوار فکری و افسردگی را کاهش داد، بنابراین درمانگران با یافتن فنونی برای افزایش انعطافپذیری شناختی و آموزش آن به بیماران میتوانند افقهای تازهای در برابر درمان افسردگی ایجاد کنند.
منیرالسادات مومنی،
دوره ۱۹، شماره ۳ - ( پاییز ۱۳۹۶ )
چکیده
مقدمه:موسیقی و اصوات آهنگین از مهمترین و رایجترین ابزار ارتباطی ملتها و از عوامل التیام بخش اختلالات فردی است.:هدف این پژوهش، بررسی اثر موسیقی سنتی بر بهبود حافظه ی فعال و عملکرد شناختی زنان ۵۰ تا ۶۵سالهی مبتلا به آلزایمر مراجعه کننده به انجمن آلزایمر ایران بود.
روش: این مطالعه از نوع تحقیق آزمایشی پیشآزمون- پسآزمون با گروه گواه است. نمونه ی مورد مطالعه این پژوهش را ۳۰ نفر از زنان ۵۰ تا ۶۵۵ ساله ی مبتلا به آلزایمر مراجعه کننده به انجمن آلزایمر ایران تشکیل میدادند که بااستفاده از نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش(۱۵ نفر) و گواه (۱۵نفر) قرار گرفتند.: در این پژوهش از دو آزمون عصب روانشناختی لوریا نبراسکا (LNNB-I) و خلاصه وضعیت روانی (MMSE) استفاده شد. تعداد جلسات آموزشی در مجموع ۱۰ جلسه بود که سه روز درهفته برگزار و برنامه ی هر جلسه هر روز در منزل تمرین می شد؛ به این صورت که ابتدا پیش آزمون اجرا و سپس هر جلسه سی. دی.تصنیف های سنتی به همراه آموزش دف به آزمودنی ها داده میشد . برای تجزیه و تحلیل داده ها علاوه بر روش های آمار توصیفی، از روش تحلیل کواریانس در نرمافزار آماری ۱۸SPSS استفاده شد.
یافته ها: نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که آزمودنی ها قبل از شروع مداخله با یکدیگر تفاوت داشتند و پس از خارج کردن اثر پیش آزمون به روش تحلیل کواریانس، مداخله برگروه های آزمایش تاثیر معنادار داشته است.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که آموزش موسیقی سنتی موجب بهبود عملکرد حافظه ی فعال(P=۰/۰۴)، عملکرد شناختی(P=۰/۰۰۲۲) و همچنین بهبود فرایندهای اجراکننده ی مرکزی آهنگ((p=۰/۰۰۲، گفتاری(P=۰/۰۰۱) و دیداری(P=۰/۰۰۳) زنان ۵۰ تا ۶۵ ساله ی مبتلا به آلزایمر شده است.
آقای جعفر نظریان، دکتر هادی پرهون، دکتر خدامراد مومنی،
دوره ۲۶، شماره ۴ - ( زمستان ۱۴۰۳ )
چکیده
چکیده
مقدمه: اهمال کاری تحصیلی وضعیتی است که در آن دانشآموزان به طور مستمر و ناخودآگاه از انجام به موقع وظایف و کارهای مرتبط با تحصیل خود باز میمانند، که این امر میتواند تأثیرات مخربی بر عملکرد تحصیلی آنان داشته باشد. کارکردهای اجرایی و خودتنظیمی فرآیندهایی به منظور کنترل هدفمند شناخت و یادگیری هستند که به طور مثبت بر نتایج تحصیلی دانشآموزان تأثیر گذارند. مطالعه حاضر باهدف بررسی نقش میانجی خودتنظیمی در رابطه بین کنترل شناختی با اهمال کاری تحصیلی در دانش آموزان متوسطه انجام شد.
روش کار: در قالب پارادایم اثباتگرایی، با رویکرد کمی و در چارچوب یک طرح همبستگی از نوع مدل آزمایی معادلات ساختاری از بین دانش آموزان ۱۲ تا ۱۸ سال مشغول به تحصیل در مدارس متوسطه شهر خرمآباد در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۱ از طریق روش نمونه گیری تصادفی خوشهای چند مرحلهای ۴۵۲ نفر انتخاب شدند. مقیاسهای ارزیابی کارکردهای اجرایی (هولست و تورل، ۲۰۱۸)، انعطافپذیری شناختی (دنیس و واندروال، ۲۰۱۰)، اهمالکاری تحصیلی (مککلوسکی، ۲۰۱۱) و پرسشنامه خودتنظیمی بوفارد جهت گردآوری یافتهها مورد استفاده قرار گرفت. یافتهها در چارچوب مدلسازی معادلات ساختاری و با استفاده از نرمافزارهای SPSS۲۷ و ۴ SmartPLS مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت.
یافتهها: نتایج بهدستآمده از مدلسازی معادلات ساختاری حاکی از تأثیر معنادار کنترل شناختی بر اهمال کاری تحصیلی (۰۰۱/۰>P=؛۷۲/۸=t؛۴۲۹/۰-=β)، کنترل شناختی بر خودتنظیمی (۰۰۱/۰>P=؛ ۳۳/۶=t؛۳۴۲/۰=β) و خودتنظیمی بر اهمال کاری تحصیلی (۰۰۱/۰>P=؛ ۷۰/۵=t؛۲۴۵/۰-=β) بود. بدین سان، در تأثیر کنترل شناختی بر اهمال کاری تحصیلی در مدل مفهومی مطالعه حاضر خود تنظیمی نقش میانجی جزئی مکمل داشت.
نتیجه گیری: درمجموع از یافتههای بهدستآمده میتوان چنین نتیجهگیری کرد که تأثیر مستقیم و غیر مستقیم کنترل شناختی بر اهمال کاری تحصیلی با افزایش سطح خودتنظیمی بهطور معنیداری تشدید خواهد شد. خودتنظیمی در دانش آموزان نوجوان یک عامل محافظ کننده بین کنترل شناختی و اهمال کاری تحصیلی است.