دوره 14، شماره 4 - ( زمستان 1391 )                   جلد 14 شماره 4 صفحات 69-77 | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


1- علوم شناختی، دانشگاه کارلتون، اوتاوا، کانادا.
2- دانشجوی دکترای زبانشناسی همگانی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران.
چکیده:   (540 مشاهده)
هدف: این مقاله شرحی است بر تمایز اسامی شمار و ناشمار در زبان فارسی که در آن شمارش پدیده ای زایا و عام است، که نه تنها بر اسامی شمار بلکه بر اسامی ناشمار نیز به آسانی عمل میکند. این پژوهش بر آن است تا این تناقض را برطرف کند. دراین راستا راهبردهای پیشین آزموده و نقص هر یک نشان داده می شود.
روش: دراین پژوهش از منطق محمول ها، نظریه ی مجموعه ها، توابع گسسته، نظریه ی پیش نمونه، استدلال نحوی و نظریه ی مدل های شناختی آرمانی شده به عنوان ابزار ترسیم مدل شناختی شمارش استفاده شده است. این مقاله با استناد به کاربرد روزمره ی زبان شرحی مبسوط بر تمایز شمار-ناشمار می دهد، به کاربردهای استثنایی ممیزها و حروف تعریف عددی در زبان فارسی می پردازد و از پیش نمونه های اسامی ناشمار در زبان انگلیسی، که متناقا شمارش می شوند، مشاهداتی ارائه می دهد. پس ناتوانی معیار صوری سنتی در تمایز شمار-ناشمار نشان داده می شود.
یافته ها: پیشینه ی زبان شناسی فرایندی به نام مجاز را مسئول زایایی و عمومیت پدیده ی مذکور در سطور بالا می داند؛ در حالی که پژوهش حاضر این راه حل را مردود می داند و از محل زبان شناسی شناختی استعاره را به عنوان راه حلی کارآمد پیشنهاد می دهد. اما راه حل نهایی که در بر گیرنده ی چگونگی فراگیر بودن رویداد شمارش است و هسته ی مرکزی مدل شناختی شمارش را تشکیل می دهد، یک است.
نتیجه گیری: تمایز شمار-ناشمار در اصل نتیجه ی یک «تابع تحدید» فرآیند عام شناختی به نام پدیده ی شناختی (و نه صرفا دستوری) است و گویشور زبان با استفاده ی بجا از دستور نتایج این پدیده را بیان کرده و در راستای رفع نیاز خود، با به کار گیری تابع تحدید، به تعریف و بازتعریف اشیای پیرامون می پردازد.
متن کامل [PDF 460 kb]   (62 دریافت)    
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: تخصصي
دریافت: ۱۳۹۶/۶/۱ | پذیرش: ۱۳۹۶/۸/۱ | انتشار: ۱۳۹۶/۱۰/۱